سلام دوستان من.چون جمعه های گذشته,با مطلبی که نیاز به
همکاری شما عزیزان داره,در خدمتم.نظرات هفته ی آینده,منعکس
می شه.مطلبی که برای این هفته انتخاب کردم عنوانش هست:
توقع!...
این متن رو تو وب دوست خوبم تمام ناتمام من بی تو تمام میشود !...
خوندم:
"تمــام غصهـ هـــا
دقیقــا از همانـــ جایــی آغــاز می شوند کــه
تـــرازو بر می داری می افتی به جـــانـــ دوستــــ داشتنت !
انــــدازه می گیری !
حسابــ و کتابــــ می کنــی و مقایســه ...
و خدا نکنــــد
حسابـــ و کتابتــــ برسد به آنجـــا که
زیادتـــر دوستش داشتـــه ای ، که زیادتـــر دل داده ای ،
که زیادتــر گذشتــه ای ، که زیادتـــر بخشیــده ای ،
به قــدر یکــ ذره ،
یکـــ نقطه ، یکــــ ثانیـــه حتی !
درستـــ از همانجـــاست که توقــع آغــاز می شود
و تـــوقع آغــاز همــه ی رنج هایی استـــ
کــه ...
به نـــام عشــق می بـــریم ..."
انقد کامل بود و واضح,که فک نکنم نیازی به توضیح بیشتر باشه!
*بعدا نوشت:
فک کنم منظور رو به خوبی نرسوندم!منظور من توقع نداشتن از طرف
مقابلت نبود!من می گم این قیاس مدام,این ترازو رو همیشه زیر بغل
داشتن و هی سنجش عشق دادن و عشق گرفتن,این گذشت و توقع
گذشت(از طرف مقابل) به همون اندازه(بدون در نظر گرفتن شرایط حال
و ...),این مدام از خودت گفتن که مثلا فلان جا این کار رو کردم و تو
بهمان جا اون کار رو در قبالش نکردی,و ...,این توقع بی جاست که
عذاب آوره.وگرنه یه سری توقعات باید باشه و لزومه ی هر ارتباط عاشقونه
ست!بذارین یه مثال شاید خنده دار ولی واقعی بزنم:
دوستم تو دوران عقدش با خانومش دچار مشکل شده بود.یه روز هر
دوشون رو دعوت کردم خونه.لا به لای حرفاشون از هر کدوم حرفی
شنیدم که ...!خانومه گفت یادته اون روز زنگ زدی و من وسط تماشای
فیلم حریم سلطان(من موندم این فیلم چی داره که ملت دیوونه شن!)
بودم,ولی به خاطر تو تلویزیون رو خاموش کردم؟ولی چند روز پیش وقتی
زنگ زدم بهت,گفتی تو جلسه م و بعدا زنگ می زنم(بماند که دوست من
با چه ادب و نزاکتی که خود خانومش هم وقتی پیشم بود تایید کرد,گفته
بود عزیزم توی جلسه با رئیس و ... هستم و خودم بعدا تماس می گیرم).
یا دوست من یه جا گفت ازت فلان روز خواستم فلان کار رو واسم انجام
بدی,ولی ندادی.اما چند روز بعدش مادرم که گفت واسه ش صبح زود بلند
شدی و ... (باز هم بماند که خانوم دوستم گفت که جدای از خستگی
شدید من و این که از سر کار اومده بودم,اما وقتی واسه مادرت انجام
دادم روز تعطیل بود,اما اگه انجام نمی دادم همین تو نمی اومدی بگی به
مادرم احترام نذاشتی و ...؟!).
و من این وسط نمی دونستم به این حرفا بخندم یا گریه کنم!!!
خب من نظر کلیم اینه که تو همه چی باید تعادل باشه زیاده روی کنی خودت آسیب میبینی این همه چی شامل توقع و عشق و خ چیزای دیگس!
توقع اگه بجا باشه خ ام خوبه یعنی در حقیقت این توقع لازمه و باعثه دلگرمی،اما اگه بخای حساب کتابشو زیاد کنی خودت اذیت میشی طرف مقابلتم اذیت میکنی!
از اون ورم بی چشم داشت محبت کردن کار درستی نیس و باعثه خ از سو استفاده هاس!
مسلما که منظور من و شمام از این پست همین بوده!
ممنون برای حضورت![گل]
سلام.... شک ندارم که اینا قبل از دل دادگی با دل با ترازوی عقل با یکدیگر دل داده اند که زبان دل با زبان عقل فرسنگا جداست [گل]
البته میشه گفت بیشتر قدرنشناسی هست.
مطلبی که از وب دوستتون گذاشتید نوشته ی اوشو فیلسوف و عارف هندی است
خوب بود نام نویسنده هم نوشته می شد
توقع جدای از مسولیتی ست که دو نفر باید در مقابل هم به آن پایبند باشند و به بهانه ی توقع نباید از زیر بار مسولیت شانه خالی کرد
سلام حس سبز. به نظر من آدم اگه کاری واسه کسی که دوسش داره میکنه باید بی منت باشه ...
وفقط هم بخاطر وجود خودش نه اینکه کاری در مقابل کار طرف...
مرسی
سلام بر شما
هر چیزی حد و اندازه داره هر دوست داشتنی هم عشق نیست
ولی اون جرو بحث بچگانه نشان از گذران وقت و سرگرمی بود که ادامه آن منجر به بی حرمتی می گردد.
موفق باشید
هه هه حریم سلطان تموم شد دیگه.......
چه بحثای الکی........میدونی حوصلشون سر میرن دلشون میخاد یکم بحث کنن......بخند بخند..........
با تمام وجود غمگینم
مث وقتی که زن نمیسازه...
مث وقتی ک دوست می میره...
مث وقتی که تیم می بازه...
مث اوقات تلخ تنهایی...
سلام حس سبز.
مرسی که بهمون سر زدید.
پستتونو خوندم.
هــــــــی چی بگم؟ بهرحال نمیشه انتظاری هم نداشت. حتی به نظرم اگه از کسی انتظاری داری، یعنی اینکه اونقدر برات مهم هست که دوست داری برات یه کاری بکنه.
مثل این میمونه که بگیم اگه یه زن و شوهری با هم اصلا دعوا نکنن خیلی خوش بختن. ولی نه به نظرم... حالا نه به صورت دعوا، ولی همینکه یکم یه سری از کارهای همسرت یا حالا محبوبت (هرکی که دوستش داری) به مزاجت خوش نیاد و بهش انتقاد کنی یعنی اینکه برات مهمه! ولی اگه بیخیال باشی و چیزی هم نگی... معلومه که هیچ وقت هیچ دعوایی پیش نمیاد.
چقدر حرف زدم.
حالا امیدوارم منظورمو خوب متوجه شده باشید.
خوش باشید.
یا علی
لبخندی که در چهره ام می بینی معنایش
این نیست که زندگی ام بی نقص است،
بلکه قدردان داشته هایم هستم
و از خدا بخاطر نعمتهایش
سپاسگذارم
سلام
کاملا صحیح میفرمایید؛
به نظر من کم توقعی از مردم و قناعت پیشه کردن ؛ یعنی راضی به رضای خدا بودن و ضمنا رمز پیروزی انسان است .
" خوشترین زندگى، زندگى با قناعت است "
علی (ع)
سلام
عجیبه
چند روز پیش برای این پست تان کامنت گذاشتم
نکنه اینم مانند بلاگفا کامنتها را قورت می دهد
جالب بود
سلام
چه جالب هنوزم مثل قدیما واسه جمعه ها یه متن مشارکتی می ذارید!
راستی من یادتون می یاد حدودا دوسال پیش که وبلاگ می نوشتم شما لینکم بودید.امروز اومدهم پنل مدیریتم یاد قدیما بیشتر هم لینکیام وب لاگ هاشونو به امون خدا گذاشتن رفتن(مثل خودم).ولی وب لاگ شما کماکان آپ میشه.
اومدم سلامی کرده باشم به اون دوره.
پایدار باشید.
راستی دلم نیومد در مورد مطلبت نظر ندم. البته فکر کنم مثل قدیما نیستم منظورتو خیلی خوب نگرفتم.
ولی خوب فکر می کنم توقع چیز بدی نیست اصلا لازمه یک ارتباطه ، اساسا انسان ها برای دست یابی به خواسته هاشون ارتباط برقرار می کنند و همین توقع میاره دیگه!نه؟
البته اسمشو باید بذاریم "حقوقی که هر دو طرفه رابطه نسبت به هم دارن" که این در عامیانه این حقوق با توقع تعبیر می شه .خوب با این اوصاف توقع به جاست (در نظر من).
ولی در مورد اون مثالی هم که زدید در اصل طرفین احاس می کنن که مورد بی توجهی قرار کرفتن،که مسلما توقع این دیده نشدن را نداشتن همانطور هم که با گفته گو متوجه شدن که سوتفاهم شده و مورد بی توجهی قرار نگرفتن(توقع بی جایی نسبت به شرایط طرف مقابل دشتند.)
و این که با گفتمان مشکلمان را حل کنیم تا اینکه بذاریم به یه ناراحتی نسبت به افراد تبدیل شه.
در پایان من اگه محبت می کنم انتظار{یا به تعبیر شما توقع} محبت دارم نه ظلم و برای همه ی انسان ها هم صدق میکنه.
ببخشید اگه بی ربط با موضوع بود اول گفتم که خیلی متوجه منظورون نشدم.
راستی من این اندازه گرفتن و سنجیدن بعد توقع و اسم گذاشتن عشق را قبول نذارم البته به نظر من چیزی به اسم عشق اصلا عملی نیست اساسا وجود خارچی نداره فقط کلمه ای واسه سواستفاده.در واقعا ما واسه خواسته های خودمن وارد یه ارتباط می شیم نه عشق یا هر چیزه دیگه ای.
بدرود
راستش دوست عزیز گاهی دست روی مطالبی میگذاری که نمی شه درموردش چیزی گفت مگر اینکه خودت توی اون موقعیت و وضعیت باشی...
به نظر من اول اینکه کسی در قبال کاری که میکنه نباید توقع داشته باشه اما گاهی در مورد بعضی از آدمها نمیشه ساکت نشست و فقط نظاره گر بود چون واقعاً رفتارهاشون جوریه که انسان رو وادار میکنن در مقابلشون جبهه بگیری و اگه کاری رو حتی با عشق هم انجام داده باشی باز دیدت رو عوض میکنی و متوقع میشی ...و گاهی هم به نظر من آدم باید نسبت به کاری که میکنه متوقع باشه چون اگه هر زمانی در برابر هر کار یا عملی بدون توقع باشی حکم وظیفه رو به خودش میگیره و این اصلاً درست نیست...
وقتی میتونی نسبت به کسی بی توقع باشی که اون شخص هم نسبت به تو همون رفتاری رو داشته باشه که تو داری.
سلام.من با اجازتون از مطالب زیبای وبلاگتون تو سایت کلوپ وتو پروفایلم استفاده میکنم
سلاملکم
)کاریو ک برای دیگری انجام میدیم حالا هرچی میخواد باشه بدون توقعی انجام بدیم ب مرور زمان توقعاتمون ب حداقلش میرسه
هرچی میکشیم ازین توقعه ک پدرمونو در میاره
اگه یاد بگیریم (دو طرف
کار سختیه اما شدنیه...
ایام ب کام حسسسسسس سبز
سلام
خب پیش میاد دیگه
این بگو مگو ها شیرنی زندگیه
نباید زیاد جدی بگیریشون وگر نه کار به جاهای باریک می کشه