سلام دوستان من.چون جمعه های گذشته,با مطلبی که نیاز به
همکاری شما عزیزان داره,در خدمتم.نظرات هفته ی آینده,منعکس
می شه.مطلبی که برای این هفته انتخاب کردم عنوانش هست:
بی منت!...
نظرتون؟:
عاشق شدن چیز ساده ایست ….
آنقدر که همه ی انسانها توان تجربه کردن آن را دارند!
مهم عاشــــــــق ماندن است؛
بی انتــــــــــها بی زوال تا ابــــــد؛
بی منـــــت …!
حـالـم گـرفتـــه از ایـن دنـیـایـی کـه آدم هـاش هـمچــون هـوایــش نـاپـایـدارند..
گـاه آنـقـدر پــاک کـه بــاورت نمـیـشـود،گـاه آنــقدر بـی معــــرفت کـه نفـسـت مـیگیـــرد !
❀❀❀❀❀
......❀❀❀❀❀
.....❀❀❀❀
....❀❀❀
..❀❀
.❀
❀ـ‘ـ‘ـ‘ـ‘ـ‘ـ‘ـ‘ـ‘ـ‘ـ‘ـ‘ـ‘ـ‘ـ‘ـ‘ـ‘ـ‘ـ‘ـ‘ـ‘ـ‘ـ‘ـ‘ .✿آپم زود بیا ✿ ـ‘ـ‘ـ‘ـ‘ـ‘ـ‘ـ‘ـ‘ـ‘ـ‘ـ‘ـ‘ـ‘ـ‘ـ‘ـ‘ـ‘ـ‘ـ‘ـ‘ـ‘ـ‘ـ‘ـ‘
.❀
..❀❀
....❀❀❀
.....❀❀❀❀
ﮔﺎﻫﯽ ﻟﺐ ﻫﺎﯼ ﺧﻨﺪﺍﻥ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﭼﺸﻢ ﻫﺎﯼ ﮔﺮﯾﺎﻥ “ﺩﺭﺩ” ﻣﯽ ﮐﺸﻨﺪ !
......❀❀❀❀❀
........❀❀❀❀❀❀
..........❀❀❀❀❀❀❀
............❀❀❀❀❀❀❀
............❀❀❀❀❀❀❀
..........❀❀❀❀❀❀❀
........❀❀❀❀❀❀
......❀❀❀❀❀
.....❀❀❀❀
....❀❀❀
..❀❀
سلام.
عاقبت ب خیریو ب دنبال داره ...

ظاهر عاشق شدن سادس...
وگرنه...
عاشق ماندن بی منت اگه دیده بشه
اگه پیدا شه....
گشتم نبود نگرد نیس...
قالبتون قشنگ شده ها فقط مطالبتون کم رنگه
با درود...
عشق از روز ازل این همه دشوار نبود
هرکه در دل گرهی داشت براین تار فزود
صائب تبریزی
دقیقا مشکل همین جاست که ما از از دریچه وزاویه دید خود به عشق نگاه می کنیم نه از دریچه وزاویه او [گل]
خب من کلا ار عاشقی خوشم نمیاد که نظر بدم بیشتر عقیده دارم هرکسی رو دوست داشته باش ولی عاشقش نشو
راسی با یه مطلب آپم سر بزن ادامه مطلب هم ببین
چقدر عاقل اند آنهایی که در عشق احمق اند ...
ویکتور هوگو
+سلام حس سبز...خیلی کم پیدا میشن کسایی که تو عاشقی و کارایی که واس طرف میکنن منت نزارن...
یکی از مهم ترین هاش اینه که هی یاد آوری کنن واس بودن با آدم برامون وقت میزارن...
خب کسی مجبورشون نمیکنه ک عاشق باشن...یا عاشق نباش یا منت نزار...
روزی خورشید و باد با هم در حال گفتگو بودند و هر کدام نسبت به دیگری ابراز برتری میکرد، باد به خورشید می گفت که من از تو قویتر هستم، خورشید هم ادعا میکرد که او قدرتمندتر است. گفتند بیاییم امتحان کنیم، خب حالا چه طوری؟
دیدند مردی در حال عبور بود که کتی به تن داشت. باد گفت که من میتوانم کت آن مرد را از تنش در بیاورم، خورشید گفت پس شروع کن. باد وزید و وزید، با تمام قدرتی که داشت به زیر کت این مرد می کوبید، در این هنگام مرد که دید نزدیک است کتش را از دست بدهد، دکمه های آنرا بست و با دو دستش هم آنرا محکم چسبید.
باد هر چه کرد نتوانست کت مرد را از تنش بیرون بیاورد و با خستگی تمام رو به خورشید کرد و گفت: عجب آدم سرسختی بود، هر چه تلاش کردم موفق نشدم، مطمئن هستم که تو هم نمی توانی.
خورشید گفت تلاشم را می کنم و شروع کرد به تابیدن، پرتوهای پر مهرش را بر سر مرد بارید و او را گرم کرد.
مرد که تا چند لحظه قبل با تمام قدرت سعی در حفظ کت خود داشت دید که ناگهان هوا تغییر کرده و با تعجب به خورشید نگریست، دید از آن باد خبری نیست، احساس آرامش و امنیت کرد.
با تابش مدام و پر مهر خورشید او نیز گرم شد و دید که دیگر نیازی به اینکه کت را به تن داشته باشد نیست بلکه به تن داشتن آن باعث آزار و اذیت او می شود. به آرامی کت را از تن بدر آورد و به روی دستانش قرار داد.
باد سر به زیر انداخت و فهمید که خورشید پر عشق و محبت که بی منت به دیگران پرتوهای خویش را می بخشد بسیار از او که می خواست به زور کاری را به انجام برساند قویتر است.
باز هم عشق (بی منت)برتر است
عشق ورزیدن بدون توقع ، محبت کردن بی منت ،
لذت بردن بی گناه
نتیجه رهایی از تکبر و غرور است...
خانه های ژاپن با دیوار هایی ساخته شده است که دارای فضای خالی هستند و آن را با چوب می پو شانند. در یکی از شهر های ژاپن ، مردی دیوار خانه اش را برای نو سازی خراب می کرد که مارمولکی دید. میخ از قسمت بیرونی دیوار به پایین کوبیده شده و به اصطلاح مارمولک را میخکوب کرده بود. مرد چشم بادامی ، دلش سوخت و کنجکاو شد.وقتی موقعیت میخ را با دقت بررسی کرد. حیرتزده شد و فهمید این میخ 10 سال پیش هنگام ساخت خانه به دیوار کوبیده شده اما... در این مدت طولانی چه اتفاقی افتاده است ؟چگونه مارمولک در این 10 سال و در چنین موقعیتی زنده مانده ؛ آن هم در یک فضای تاریک و بدون حرکت ؟ چنین چیزی امکان ندارد و غیر قابل تصور است! شهروند ژاپنی متحیر این صحنه ، دست از کار کشید و به تماشای مارمولک نشست.این جانور در 10 سال گذشته چه کار می کرده ؟ چگونه و چی می خورده؟ محو نگاه به جانور اسرارآمیز شده بود که سر و کله مارمولک دیگری پیدا شد.این مارمولک، تکه غذایی به دهان گرفته و برای جفتش برده بود . مرد ژاپنی ، ناخواسته انگشت به لب گذاشت و به خود گفت : 10 سال مراقبت بی منت ؛ چه عشق قشنگ و بی کلکی.چطور موجودی به این کوچکی می تواند عشقی به این بزرگی داشته باشد اما خیلی وقتها ما انسانها از هم گریزانیم؟
سلام.
خیلی ممنون. شما خوبی؟
پیر؟؟!! هنوز خیلی زوده واسه پیر شدن :)
همچنین.
.
.
.
عشق یعنی فنا... فنا در محبوب. فنایی که جاودانگی میبخشد.
میدونی سختیش ودردش کجاشه
اینجا که عشقتو نفهمه وتو ازدردش بسوزی.............
یه وقتایی،
یه حرفایی،
چنان آتیشت میزنه
که دوست داری فریاد بزنی،
ولی نمیتونی!
دوست داری اشک بریزی،
ولی نمیتونی!
حتی دیگه نفس کشیدنم برات سخت میشه!
تمام وجودت میشه بغضی که نمیترکه،
به این میگن
“درد بی درمون”
عاشق شدن حس زیباییه
به آدم آرامش میده , وقتی میدونی کسی دوست داره
و توام دوستش داری .
ولی تو این دوره نمیشه به کسی اعتماد کرد .
هیچکس نمیدونه که کی عاشق واقعیه .
همه سفره شونو جایی پهن میکنن که به نفعشون باشه
و این خیلیییییییییییییی بده .
راستش عشق به نظر من چیز ساده ای نیست عشقهایی با منت و زود گذرو زوال پذیر هستش که ساده باشه مثل بیشتر عشقهای این دوره که با یه نگاه عاشق میشن با یه حرف ساده جدا میشن...
عشق اگه عشق باشه تو خودت رو جای محبوبت میبینی و از نگاه اون، نگاه میکنی .. دنیای عاشقی دنیای پیچیده ایه که هر روزش با روزهای دیگرش فرق داره و همۀ روزها برای خودش خاصه .
ما ز هر صاحب دلی یک رسته فن آموختیم
عشق از لیلی و صبر از کوه کَن آموختیم
گریه از مرغ سحر ، خود سوزی از پروانه ها
صد سرا ویرانه شد ، تا ساختن آموختیم
بنظر من عاشق شدن هم ساده نیست ، توی عشق واقعی منت بی معنی هست . اون حسی که به منت ختم میشه هرچی هست عشق نیست !