نه!
ممکن نیست!
هرگز جدا نمی توانی شد
از چهره های گذشته ی خویش
حتی اگر ردای هشتاد سالگی به سر بکشی.
تقدیر نامبارک
-یا دلپذیر تو-
تکرار جاودان در آئینه هاست
آئینه های گذشته...
منوچهر آتشی
*برای دونستن بیشتر از منوچهر آتشی,اینجا کلیک کنین.
*شعر نی لبک ایشون رو خیلی دوست دارم.
*با شعر نی لبک,به ایشون علاقه مند شدم.
*و عجیب شباهت هست بین شعر نی لبک ایشون و شعری
با همین موضوع از دکتر شریعتی!
*تلخی اشعار ایشون,درسته که تلخه,ولی باور پذیره و به دل می شینه.
سلام عزیز خیلی خوب می نویسی.ممنون
مرسی
میدونم خودم به خاطر حالی که داشتم ناراحتم ولی برای اولین بار بود و اخرین بار دست خودم نبود کلی دلم شکسته برم دعا کن
سلام ممنون که اومدی به نظر منم هیچ وقت نمیشه گذشتتو دور بندازی
مهربانیت از دور چه نزدیک است.عجیب حس میکنم جغرافیا دروغ محض تاریخ است
مثل همیشه عالی
سلام
عیدتون مبارک!
سلام
ایا هدیه ای بالاتر از سلامتی هست از خداوند سلامتی بخواهید
شما را برای خواندن داستان وسواس دعوت می کنم
سلام با احترام لینک شدی خوشحال میشم منو با عنوان تنهایی لینک کنید
با افتخار به پیوندهایم افزوده شدید
منو با اسم اندیشه ایرانی لینک کن
با سپاس
سلام ادرس وبلاگم رو تغییر دادم لطفا تصحیح کنید ممنون
وبلاگ هر چی میخواهد دل تنگت بگو
اره دقیقا هیچ وقت نمیشه ازشون جدا شد
آپم بیاااااااااا
سلام ببخشید یه کم دیر شد باشه منو با اسم پسران بد بلینک منم تو رو میلینکم
سلام عزیزم ممنون از دعوتت
سلام
چه زیبابود متنی که گذاشتید تووبلاگتون
پاینده باشیدو ممنونم از اینکه به وبلاگ ما سر زدید.
متوجه منظورت نشدم گلم
سلام!
باشه من لینکت کردم!