بر صلیب لب هایت
مرا
به بند می کشی,
مسیح وار!
و با بوسه ای دگر
مهمانم می کنی
جانی دوباره را!
چه دل نشین است
ناقوس مرگ
در حرم لب هایت,
و این
تولد دوباره!
"حس سبز"
ادامه...
سلام بر حس سبز این دوخواهر انقدر به او عسل و شکر دادند تا دندونهای مرواریدش به هم چسبید و خراب شد .طفلک دیگه نمی تون حرف بزنه وگرنه مثل پینوکیو شیطون می شد زیاده روی در هر کاری همین عواقب را دارد
قسمت اول داستان
سلام خدمت دوستان عزیز :
این پست یک داستان کوتاه است از امیر بختیاری
که در دو پست برای شما ارائه می شود
جهت پست اول از شما دعوت به عمل می آید
در صورت رضایت شما عزیزان در پست بعدی ادامه داستان را که فردای این پست است قرار می دهم
حتما رضایت یا عدم رضایت خود را برای ادامه داستان اعلام به فرمایید
و برای خواندن آن در روز بعد قدم رنجه بفرمایید
باتشکر
سلام
بسیار زیبا
منتظر حضور گرمتون هستم
در پناه خدا
درودبرشما
عالی بود
درود دوست گلم
غروب غمت راب هر قیمتی خریدارم
چون طلوع شادیهایت راازدرون دل آرزومندم
من برای صلح کوشیدم:کورش بزرگ*
دوست گلم چهارم بهمن روزتاجگذاری کورش بزرگ را پیشاپیش شادباش گویم
با نگاشته ای درهمین مورد ب روزم وامیددارم که بی وفائی نکرده وهم چون گذشته
آمده ومن راشادو خرسند نمود با دیدگاه خوددراین ضمینه.
درپایان خواهشن دیدگاه خودراب طورعمومی بیان نموده تا دیگر دوستان هم بهرمند شوند.باسپاس پاینده با ایران وجاوید نام ویادکورش بزرگ وبانو ماندانا.
بدرودتادیگر درودی ب گرمای خورشید.
کورش فرزند ایران زمین
آپم زودی بیا منتظرم ها[گل]
سلام : ......................
دوست گرامی .
بسیار زیبا و رویائی و پر از احساس ه .
خیلی از این پست لذت بردم .
آدم میتونه این قطعه را به هر چیری که بهش انرژی میده
تشبیه کنه ..
مرسی از این پست قشنگی که گذاشتی .
----------------------
شاد باشید : قاصدک و من
خدایا...
کسی راکه قسمت دیگری است سرراهم قرارنده تا مبادا...
شبهای دلتنگیش برای من باشد...
روزهای خوشیش برای دیگری!!!
سلام




ممنون که لینکم کردی...
اما آدرسم عوض شد ....
تو وبلاگ جدیدم لینکت کردم...
ممنون میشم بازم لینکم کنی....
خدافظ.......
سلام دوست عزیز چند وقتی اینتر نت نمی اومدم. لینکت اشتباهی پاک شده ببخشید دوباره با افتخار لینک شدی
سلام بر حس سبز
این دوخواهر انقدر به او عسل و شکر دادند تا دندونهای مرواریدش به هم چسبید و خراب شد .طفلک دیگه نمی تون حرف بزنه وگرنه مثل پینوکیو شیطون می شد
زیاده روی در هر کاری همین عواقب را دارد
سلام دوستم ممنون اومدی وب....
داستان قشنگی بودا به قول سیمین جون اینقده به این داداشی عسل و شکر دادن که دیگه نتونست بحرفه