عزیز من!
گهگاه،در لحظه های پریشان حالی،می اندیشم که چه چیز
ممکن است عشق را به کینه،دوست داشتن را به بیزاری، و محبت
را به نفرت تبدیل کند...
راستش،اگر پای شخصیت های داستانهایم در میان باشد،امکاناتی
برای چنین تبدیل های مصیبت باری به ذهنم می آید - گر چه هنوز،
هیچ یک از آنها را رغبت نکرده ام که باور کنم و به کار بگیرم...
اما،زمانی که این پرسش،در باب رابطه ی من و تو به میان بیاید،
اطمینان خدشه نا پذیری دارم به اینکه هرگز چنین واقعه ی منهدم
کننده ای پیش نخواهد آمد.هرگز. بارها و بارها اندیشیده ام:چه چیز
ممکن است محبت مرا به تو،حتی، مختصری تقلیل بدهد؟ چه چیز
ممکن است؟
نه... به همه ی آن مسائلی که شاید به فکر تو هم رسیده باشد،فکر
کرده ام؛ولی واقعاً قابل قبول نیست.
اعتماد به نفسی به وسعت تمامی آسمان داشته باش؛چرا که ارادت
من به تو ارادتی مصرفی نیست.و به وسعت تمامی آسمان است.
قول می دهم:
در جهان،قدرتی وجود ندارد که بتواند عشق را به کینه تبدیل کند؛و
این نشان می دهد که جهان،با همه ی عظمتش،در برابر قدرت
عشق،چقدر حقیر است و ناتوان.
ای عزیز!
من نیز همچون تو در باب انهدام عشق،داستانهای بسیار خوانده ام
و شنیده ام؛اما گمان نمی کنم - یعنی اعتقاد دارم - که علت همه ی
ین ویرانی های تأسف بار،صرفاً سست بودن اساس بنا بوده است،
و بیش از این،حتی حقیقی نبودن بنا...
عزیز من!
امروز که بیش از همه ی عمرم،خاک این وطن دردمندم را عاشقم،
و نمانده چیزی که کارم همه از عاشقی به جنون و آوارگی بکشد،
بیش از همیشه آن جمله ی کوتاه که روزگاری درباره ی تو گفتم،
به دلم می نشیند و خالصانه بودنش را احساس می کنم:تو را چون
خاک می خواهم،همسر من!».
در عشق من به این سرزمین،آیا امکان تقلیلی هست؟
نادر ابراهیمی
*برای دونستن بیشتر از نادر ابراهیمی,اینجا کلیک کنین.
*برای خوندن نامه های قبلی,کافیه عنوان "ای عزیز..." رو در وب جستجو
کنید.
*اول راهنمایی بودم که اولین رمان زندگیم رو خوندم!رمانی خارجی.بعد از
هشتمین رمان خارجی بود که اول بار رمانی ایرانی به دلم نشست!
از مرحوم نادری(متاسفانه هر چی فک کردم اسمش یادم نیومد که این جا
بنویسم!)
*و این شد سرآغاز آشنایی من با رمان های ایرانی!
*این چهل نامه ی مرحوم ابراهیمی به همسرش,هر نامه ش,خودش کتابی
جداگونه ست و قابل تدریس در دانشگاه!
*در مورد مطلب "تا هستم,با من باش!..." حتما نظر بذارین.
سلام
ادبیات زیبایی داری. چند تا از پست هاتون را خوندم. دلنشین بودند.
خوشحال می شم سری هم به من بزنید.
یا علی
سلام
وبلکت جالبه.
از همه چی هم توش پیدا میشه.
مهمتر از همه اینکه قالب وبلاگ منم این شکلیه
موفق باشی
رابطه هایــــــــی که
تنهایی دلیل شکل گیریشون میشه
عاقبتشون دوباره تنــــــــــــــــهایی میشه…..!
باش
سلام دوست من.../

ممنون ازحضورت...
پست قشنگی بود..مثل همیشه..
خوشحال میشم بازم بیای..
چرا که نه خوشحالم میشم من لینکت کردم
ساکـتــــــــ نیستـم
لبهایم هم نسوخته استــــــ...
تنهــــــــــــــــــــا
تمـــــــــــام ِ من
تــــــــــــــــــاول زده
از آشی کـــــــــــه نخورده ام
باسلام
موسسه خیریه حضرت ولیعصربروجن درزمینه همسریابی آغازبکارنمود.جهت اطلاعات بیشتربه وبگاه مامراجعه نمایید
با سلام ...چقدر هوشمندانه منظور را به مخاطب انتقال دادید
سلام مرسی از اینکه اومدید لطف کردید یه دنیا ممنون اگه آپ کردی حتما خبرم کن عزیزم

قشنگ بود مثل همیشه منم آپم بیای خوشحتل میشم
حقیقت عشق را باور کنیم.ا ی کاش همیشه صادق باشیم
عالی بود مثل همه ی سبز نوشته هات اگه میشه از ترانه های یاسمین لوی هم استفاده کن ممنون
سبکنوشته های نادر ابراهیمی "نامه های ای عزیز "رو دوست ندارم
به شدت خشکه و ادبی.
حلال کنید :دی