بر صلیب لب هایت
مرا
به بند می کشی,
مسیح وار!
و با بوسه ای دگر
مهمانم می کنی
جانی دوباره را!
چه دل نشین است
ناقوس مرگ
در حرم لب هایت,
و این
تولد دوباره!
"حس سبز"
ادامه...
گاه یک لبخند انقدر عمیق میشود که گریه می کنیم گاه یک نغمه انقدر دست نیافتنی میشود که با ان زندگی می کنیم گاه یک نگاه انچنان سنگین میشود چشمانمان رهایش نمی کند گاه یک عشق انقدر ماندگار می شود که فراموشش نمی کنیم
سلام...منتظرتم...
وقتی همه رو شبیه اون میبینی یعنی
"عـــاشقـــــــــــی"
وقتی اونو شبیه همه میبینی یعنی
"تنهــــایـــــــــی "
با سلام و تشکر از حضور و نظرتان در مجله اینترنتی اسرارنامه.
حستان همیشه سبز...
گاه یک لبخند انقدر عمیق میشود که گریه می کنیم
گاه یک نغمه انقدر دست نیافتنی میشود که با ان زندگی می کنیم
گاه یک نگاه انچنان سنگین میشود چشمانمان رهایش نمی کند
گاه یک عشق انقدر ماندگار می شود که فراموشش نمی کنیم
با تشکر از شما
اپمممممممممممممممممممممممممممم
زیباست...
فکر کنم اشتباه نوتشین باید مینوشتین شلاق مکرر خاطرات
سلام دوست من.
می شه بگی پس من چی نوشتم؟
.......
سلام دوستان من.چون جمعه های گذشته,با انعکاس نظرات شما عزیزان در مورد مطلب "دل من سیری نداره!..." در خدمتم.ابتدا متن نوشته ی من:
اینجا(کلیک کن)
و این هم نظرات شما دوستان:
اینجا(کلیک کن)
.......................
اون قسمتش نوشتین دل من سیری ندارد
حق با شماست دوست من.
ببخش.