Voy a reír, voy a bailar
من خندم ، من می رقصم ..
Vivir mi vida lalalalá
زندگیمو می کنم لالالا ...
Voy a reír, voy a gozar
من می خندم ، من لذت می برم ...
Vivir mi vida lalalalá
زندگیمو می کنم لالالا ...
A veces llega la lluvia
بعضی وقت ها بارون می آد ...
Para limpiar las heridas
تا کدورت هارو از بین ببره ..
A veces solo una gota
بعضی وقت ها فقط با یه قطره ...
Puede vencer la sequía
می شه خشک سالی رو شکست داد ...
Y para qué llorar, pa’ qué
پس برای چی ماتم بگیریم ؟
Si duele una pena, se olvida
اگه بهت آسیب می زنه ، فراموشش کن ...
Y para qué sufrir, pa’ qué
پس برای چی عذاب بکشیم ؟
Si así es la vida, hay que vivirla
اگه این زندگی هست ، باید زندگی کرد ...
Lalalé
لالاله ...
Voy a reír, voy a bailar
من خندم ، من می رقصم ..
Vivir mi vida lalalalá
زندگیمو می کنم لالالا ...
Voy a reír, voy a gozar
من می خندم ، من لذت می برم ...
Vivir mi vida lalalalá
زندگیمو می کنم لالالا ...
Eeeso!
همینه !!
Voy ha vivir el momento
من در لحظه ها زندگی می کردم ...
Para entender el destino
تا بتونم سرنوشت رو درک کنم ...
Voy a escuchar en silencio
من به سکوت گوش می دادم ...
Para encontrar el camino
تا راه درست رو پیدا کنم ...
Y para qué llorar, pa’ qué
پس برای چی ماتم بگیریم ؟
Si duele una pena, se olvida
اگه بهت آسیب می زنه ، فراموشش کن ...
Y para qué sufrir, pa’ qué
پس برای چی عذاب بکشیم ؟
Si duele una pena, se olvida
اگه بهت آسیب می زنه ، فراموشش کن ...
Lalalé
لالاله ...
Voy a reír, voy a bailar
من خندم ، من می رقصم ..
Vivir mi vida lalalalá
زندگیمو می کنم لالالا ...
Voy a reír, voy a gozar
من می خندم ، من لذت می برم ...
Vivir mi vida lalalalá
زندگیمو می کنم لالالا ...
Mi gente!
مردمان من ...
Voy a reír, voy a bailar
من می خندم ، من می رقصم ...
Pa’ qué llorar, pa’ que sufrir
پس چرا ماتم ؟ پس چرا عذاب کشیدن ؟
Empieza a soñar, a reír
شروع کنیم به خیال پردازی کردن ، خندیدن ...
Voy a reír (ohoo!), voy a bailar
من می خندم ، من می رقصم ...
Siente y baila y goza
احساس می کنم و می رقصم و لذت می برم ...
Que la vida es una sola
چون این زندگی فقط یک بار هست ...
Voy a reír, voy a bailar
من می خندم ، من می رقصم ...
Vive, sigue
زندگی ، ادامه داره ...
Voy a reír, voy a bailar
من خندم ، من می رقصم ..
Vivir mi vida lalalalá
زندگیمو می کنم لالالا ...
Voy a reír, voy a gozar
من می خندم ، من لذت می برم ...
Vivir mi vida lalalalá
زندگیمو می کنم لالالا ...
*برای دونستن بیشتر از آنتونی,اینجا کلیک کنین.
*راستشو بخواین زیاد ازش خوشم نمی یاد!
*البته 2,3 تا از ترانه های سبک امریکای جنوبی شو دوس دارم!
*این ترانه هم واقعا با معناست.
*همسر جنیفر لوپز بوده قبلا,می دونستین؟!
شب آرامی بود
می روم در ایوان، تا بپرسم از خود
زندگی یعنی چه؟
مادرم سینی چایی در دست
گل لبخندی چید ،هدیه اش داد به من
خواهرم تکه نانی آورد ، آمد آنجا
لب پاشویه نشست
پدرم دفتر شعری آورد، تکیه بر پشتی داد
شعر زیبایی خواند ، و مرا برد، به آرامش زیبای یقین
:با خودم می گفتم
زندگی، راز بزرگی است که در ما جاریست
زندگی فاصله آمدن و رفتن ماست
رود دنیا جاریست
زندگی ، آبتنی کردن در این رود است
وقت رفتن به همان عریانی؛ که به هنگام ورود آمده ایم
دست ما در کف این رود به دنبال چه می گردد؟
هیچ!!!
زندگی ، وزن نگاهی است که در خاطره ها می ماند
شاید این حسرت بیهوده که بر دل داری
شعله گرمی امید تو را، خواهد کشت
زندگی در همین اکنون است
زندگی شوق رسیدن به همان
فردایی است، که نخواهد آمد
تو نه در دیروزی، و نه در فردایی
ظرف امروز، پر از بودن توست
شاید این خنده که امروز، دریغش کردی
آخرین فرصت همراهی با، امید است
زندگی یاد غریبی است که در سینه خاک
به جا می ماند
زندگی ، سبزترین آیه ، در اندیشه برگ
زندگی، خاطر دریایی یک قطره، در آرامش رود
زندگی، حس شکوفایی یک مزرعه، در باور بذر
زندگی، باور دریاست در اندیشه ماهی، در تنگ
زندگی، ترجمه روشن خاک است، در آیینه عشق
زندگی فهم نفهمیدن هاست
زندگی، پنجره ای باز، به دنیای وجود
تا که این پنجره باز است، جهانی با ماست
آسمان، نور، خدا، عشق، سعادت با ماست
فرصت بازی این پنجره را دریابیم
در نبندیم به نور، در نبندیم به آرامش پر مهر نسیم
پرده از ساحت دل برگیریم
رو به این پنجره، با شوق، سلامی بکنیم
زندگی، رسم پذیرایی از تقدیر است
وزن خوشبختی من، وزن رضایتمندی ست
زندگی، شاید شعر پدرم بود که خواند
چای مادر، که مرا گرم نمود
نان خواهر، که به ماهی ها داد
زندگی شاید آن لبخندی ست، که دریغش کردیم
زندگی زمزمه پاک حیات ست، میان دو سکوت
زندگی ، خاطره آمدن و رفتن ماست
لحظه آمدن و رفتن ما، تنهایی ست
من دلم می خواهد
قدر این خاطره را دریاب
این ترانه بوی نان نمیدهد
بوی حرف دیگران نمیدهد
سفرهء دلم دوباره باز شد
سفرهای که بوی نان نمیدهد
نامهای که ساده و صمیمی است
بوی شعر و داستان نمیدهد:
…با سلام و آرزوی طول عمر
که زمانه این زمان نمیدهد
کاش این زمانه زیر و رو شود
روی خوش به ما نشان نمیدهد
یک وجب زمین برای باغچه
یک دریچه، آسمان نمیدهد
وسعتی به قدر جای ما دو تن
گر زمین دهد، زمان نمیدهد!
فرصتی برای دوست داشتن
نوبتی به عاشقان نمیدهد
هیچ کس برایت از صمیم دل
دست دوستی تکان نمیدهد
هیچ کس به غیر ناسزا تو را
هدیهای به رایگان نمیدهد
کس ز فرط هایوهوی گرگ و میش
دل به هیهی شبان نمیدهد
جز دلت که قطرهای است بیکران
کس نشان ز بیکران نمیدهد
عشق نام بینشانه است و کس
نام دیگری بدان نمیدهد
جز تو هیچ میزبان مهربان
نان و گل به میهمان نمیدهد
ناامیدم از زمین و از زمان
پاسخم نه این ، نه آن…نمیدهد
پارههای این دل شکسته را
گریه هم دوباره جان نمیدهد
خواستم که با تو درد دل کنم
گریهام ولی امان نمیدهد…
================
منتظرتم...
adamo omidvar mikoneeeeeeee


mersiiiiiiiiiiiiiiiiiii
خیلی قشنگ بود مرسی
خیلی خیلی عالی بود
تبادل لینک هوشمند و رایگان