سلام دوستان من.چون جمعه های گذشته,با مطلبی که نیاز به همکاری
شما عزیزان برای تکمیل شدن داره,در خدمتم.مطلبی که برای این هفته
انتخاب کردم,عنوانش هست:
از امید تا واقعیت!...
بیاید ابتدا این متن رو با هم مرور کنیم:
"بعضی اوقات امیدواری بهترین و کوتاه ترین راه درمان است و تنها پاسخی
است که می توان به نگاه امیدوار داد,هر چند که پایان این امیدواری تلخ و بی
نتیجه باشد!"
ماهنامه ی موفقیت
خیلی وقتا برای خیلی هامون پیش اومده که با وجود این که ته قضیه واسمون
مث روز روشن بوده,چقد احساس نیاز کردیم به امید دادن از سوی دوستان و
...!یه جور قوت قلب برای چیزی که شاید نتیجه ای هم نداشته باشه!و چه بسا
پیش اومده که امید دادیم,به دوستان و ...,برای کاری که می دونستیم
ثمره ای نداره!پس چرا باز هم امید می دیم و دوس داریم امید بدن بهمون؟یه
جور قرص ارام بخش تا لحظه ی موعود؟!منظور من از این متن فقط در مورد
موضوعاتی که نتیجه از قبل معلومه!وگرنه بدون امید که نمی شه ادامه داد!
*بعدا نوشت:بازم می گم:من به امید و داشتن اون ایمان دارم.منظور من این
جا دلیل خواستن و دادن این امید حتی در شرایطی که نتیجه از قبل
مشخص هست؟!من به امید زنده ام!
قلب عزیز لطفا خفه شو و در همه کارها “دخالت” نکن !
همان کـه خون “پمپاژ” کنی کافیست
اگر هم “خسته” شدی اجباری نیسـت به کار . . .
سلام بله با عرض پوزش دوستانی که کم سر میزدن حذف شدن
سلام دوست من.
کاش به جایی برسیم که این جور مواقع اول بگیم من چقد سر زدم و بعد دوستان!
موفق باشی دوست من.
قلب دختر از عشق بود ، پاهایش از استواری و دست هایش از دعا
اما شیطان از عشق و استواری و دعا متنفر بود
پس کیسه ی شرارتش را گشود و محکم ترین ریسمانش را به در کشید . ریسمان نا امیدی را دور زندگی دختر پیچید، دور قلب و استواری و دعاهایش نا امیدی پیله ای شد و دختر ، کرم کوچک ناتوانی خدا فرشته های امید را فرستاد تا کلاف نا امیدی را باز کنند، اما دختر به فرشته ها کمک نمی کرد. دختر پیله ی گره در گره اش را چسبیده بود و می گفت: نه باز نمی شود، هیچ وقت باز نمی شود
شیطان می خندید و دور کلاف نا امیدی می چرخید. شیطان بود که می گفت: نه باز نمی شود، هیچ وقت باز نمی شود
خدا پروانه ای را فرستاد تا پیامی را به دختر برساند
پروانه بر شاخه های رنجور دختر نشست و دختر به یاد آورد که این پروانه نیز زمانی کرم کوچکی بود گرفتار در پیله ای.
اما اگر کرمی می تواند از پیله اش به در آید ، پس انسان نیز می تواند
خدا گفت : نخستین گره را تو باز کن تا فرشته ها گره های دیگر را
دختر نخستین گره را باز کرد …….
و دیری نگذشت که دیگر نه گره ای بود و نه پیله ای و نه کلافی
هنگامی که دختر از پیله ی نا امیدی به در آمد ، شیطان مدت ها بود که گریخته بود
یادم باشد امید کسی را از او نگیرم شاید تنها چیزیست که دارد
تنها بازماندهی یک کشتی شکسته به جزیره ی کوچک خالی از سکنه ای افتاد. او با دلی لرزان دعا کرد که خدا نجاتش دهد.
روزها افق را به دنبال یافتن کمک از نظر می گذراند اما کسی نمی آمد. سر انجام خسته و از پا افتاده موفق شد از تخته پاره ها کلبه ای بسازد تا خود را از باد و باران محافظت کند و دارا یی های اندکش را در آن نگه دارد.
روزی که پس از پرسه روزانه و جستجوی غذا در حال برگشتن به کلبه بود با دیدن دود غلیظی که از آنجا بلند می شد با شتاب خود را به کلبه رساند و آنجا را در حال سوختن دید. همه چیز از دست رفته بود. در جا خشکش زد. از شدت خشم و اندوه فریاد زد:«خدایا تو چطور راضی شدی با من چنین کاری بکنی؟»
صبح روز بعد با بوق کشتی ای که به ساحل نزدیک می شد از خواب پرید. خود را به سرعت به ساحل رساند و وقتی با ملوانان روبرو شد پرسید: «شما ها از کجا فهمیدید من اینجا هستم؟» ملوانان با تعجب جواب دادند: « خوب ما متوجه علایمی دودی که می فرستادی شدیم!»
روزی تصمیم گرفتم که دیگر همه چیز را رها کنم . شغلم را ، دوستانم را ، مذهبم را و خلاصه تمام وابستگی های زندگی ام را !
به جنگلی رفتم تا برای آخرین بار با خداوند صحبت کنم و اگر نتوانستم دلیلی برای ادامه ی زندگیم بیابم به آن نیز خاتمه دهم !
به خدا گفتم : آیا می توانی دلیلی برای ادامه این زندگی برایم بیاوری ؟ و جواب او مرا شگفت زده کرد .
او گفت : آیا سرخس و بامبو را می بینی ؟
پاسخ دادم : بلی .
خداوند فرمود : هنگامیکه درخت بامبو و سرخس را آفریدم ، به خوبی از آنها مراقبت نمودم . به آنها نور و آب و غذای کافی دادم . دیر زمانی نپایید که سرخس سر از خاک برآورد و تمام زمین را فرا گرفت اما از بامبو خبری نبود . من از او قطع امید نکردم . در دومین سال سرخس ها بیشتر رشد کردند و زیبایی خیره کننده ای به زمین بخشیدند اما همچنان از بامبو ها خبری نبود . من بامبو ها را رها نکردم .
در سالهای سوم و چهارم نیز بامبو ها رشد نکردند . اما من از آنها قطع امید نکردم .
در سال پنجم جوانه کوچکی از بامبو نمایان شد . در مقایسه با سرخس بسیار کوچک و کوتاه بود اما با گذشت 6 ماه ارتفاع آن به بیش از 100 فوت رسید .
5 سال طول کشیده بود تا ریشه های بامبو به اندازه کافی قوی شوند . ریشه هایی که بامبو را قوی می ساختند و آنچه را برای زندگی بدان نیاز داشت را فراهم می کردند .
خداوند در ادامه فرمود : آیا می دانی در تمام این سالها که تو درگیر مبارزه با سختی ها و مشکلات خودت بودی در حقیقت ریشه هایت را مستحکم می ساختی ؟ من در تمامی این مدت تو را رها نکردم همانگونه که بامبو ها را رها نکردم .
هرگز خودت را با دیگران مقایسه نکن . بامبو و سرخس دو گیاه متفاوتند اما هر کدام به نوبه خود به زیبایی جنگل کمک می کنند . زمان تو نیز فرا خواهد رسید تو نیز رشد می کنی و قد می کشی !
از او پرسیدم : من چقدر قد می کشم .
در پاسخ از من پرسید : بامبو چقدر رشد می کند ؟
جواب دادم : هر چقدر که بتواند .
گفت : تو نیز باید رشد کنی و قد بکشی . هر اندازه که بتوانی .
ولی به یاد داشته باش که من هرگز تو را رها نخواهم کرد . و در هر زمان پشتیبان تو خواهم بود !
پس هرگز نا امید نشو !
سلا م

مرسی که سر زدید اره خوبه موضوع آن بنویست
انسان و هر موجود زندهای با امید به آیندهای بهتر زنده است و یأس و ناامیدی در مسیر زندگی است که او را از زندگانی بالنده بازداشته به یک عنصر بیخاصیت و بیتحرک تبدیل میکند. در این مقام مطالبی هرچند کوتاه در مورد امید و اثرات آن عرضه میشود.
تعریف امید
امید عبارت است از سرور و نشاط قلب به خاطر انتظار آنچه محبوب اوست، به شرط آنکه وقوعش متوقع و منتظر بوده و سببى عقلائى داشته، و انتظار انسان به آین خاطر باشد که اکثر اسباب آن فراهم است. در این صورت نام امید بر این انتظار، صادق است که در این صورت برای رسیدن به آن تلاش خواهد کرد.[]
امید از منظر قرآن و سنت
آیات و اخبارى که باعث امیدوارى مىشود و ترغیب به آن مىنماید بسیار است که بر چند قسم تقسیم میشوند:
قسم اول: آیات و اخبارى که در آنها از یأس و نومیدى از رحمت خدا نهى شده است.[]
قسم دوم: احادیثى که در خصوص رجاء و امیدوارى وارد شده است. چنانکه از حضرت رسول(ص) روایت شده است که: «خداى تعالى فرمودند که عبادت کنندگان به عبادتى که به امید ثواب من مىکنند مطمئن نشوند. به درستى که اگر نهایت سعى خود را در عبادت بکنند و در تمام عمرشان، خود را در مسیر بندگى من به زحمت بیندازند در مقابل آنچه از نعمتهای بهشت من و از درجات والایی که در نزدم است از من مىخواهند باز حق عبادت مرا بجا نیاوردهاند و مقصّر خواهند بود و لیکن باید به رحمت من مطمئن بوده به فضل و کرم من امیدوار باشند و مطمئن و خاطر جمع به حسن ظن به من باشند که هر گاه چنین باشند رحمت من ایشان را در مىیابد و خشنودى و آمرزش خود را به آیشان مىرسانم و خلعت عفو خود را به ایشان مىپوشانم. به درستى که منم خداوند رحمن و رحیم و به این نام خود را نامیدهام».[]
قسم سوم: از چیزهائى که باعث امیدوارى مؤمنین است آن است که در آیات قرآنی و احادیث نبوی تصریح شده که ملائکه مقرّب و انبیاء مرسل(ص) براى طایفۀ مؤمنین طلب مغفرت مىنمایند و از خدا آمرزش ایشان را مىطلبند[] و البته دعاى ایشان مقبول درگاه پروردگار است.
چنانکه حضرت رسول(ص) فرمودند: «حیات و مرگ من براى شما خیر است. اما در حیات، براى شما احکام شریعت را بیان مىکنم و طریقه و آداب را به شما مىآموزم و اما بعد از مرگم، اعمالى که از شما صادر مىشود بر من عرضه مىکنند. آنچه را که دیدم نیک است حمد خدا را مىکنم و آنچه را که دیدم بد است طلب آمرزش آن را از خدا مىکنم».[]
قسم چهارم: در روایات آمده است که چون بنده گناهى کند ملائکه در نوشتن آن تأخیر مىکنند که شاید نادم و پشیمان شود و استغفار کند.[]
قسم پنجم: از امورى که وسیله نجات مؤمنان و باعث امیدوارى گناهکاران است شفاعت پیامبر اکرم(ص) و ائمه طاهرین (علیهم السلام) است. چنانچه خداوند مهربان به آن برگزیدۀ جهانیان وعده داده که شفاعت او را قبول خواهد فرمود.
«هر آینه زود باشد که پروردگار تو، این قدر به تو بخشش و عطا کند که تو راضى و خشنود شوى»[].
در تفسیر این آیه بیان شده که «محمد(ص) راضى نخواهد شد که یک نفر از امت او در جهنم باشد».[]
قسم ششم: بشارات و مژدههائى که به شیعیان داده شده است که ایشان در جهنم همیشگی نخواهند بود و دوستى پیغمبر و اهل بیت، ایشان را از عذاب خلاص خواهد کرد هر چه قدر گناه که داشته باشند.
قسم هفتم: آیاتى که دلالت مىکند بر اینکه خداوند عالم آتش جهنم را به جهت کفار خلق کرده و به غیر از دشمنان خدا کسى داخل جهنم نخواهد شد و دوستان خود را به آن مىترساند.[]
قسم هشتم: آنچه که در خصوص وسعت عفو و مغفرت خداوند وارد شده است. در احادیث وارد شده است که «در روز محشر خداوند عالم چنان آمرزش و مغفرت کند که به خاطر هیچ کس خطور نکرده باشد تا اینکه شیطان هم به طمع افتد.»[]
قسم نهم: اخبارى رسیده است که هر بلا و ناخوشى و مرضى که در دنیا به مؤمن مىرسد حتى پاى او که به سنگى بخورد کفارۀ گناه او مىشود.[]
قسم دهم: اخبارى که وارد شده است در خصوص اینکه «با وجود ایمان، گناهى ضرر نمىرساند. همچنان که با وجود کفر، هیچ عملى نفع نمىبخشد.»[] اینکه گاهی است که خداى تعالى به جهت مقدار ذرهاى از ایمان، با عمل خوبى از اعمال صالحه، بنده را مىآمرزد و داخل بهشت مىکند.
قسم یازدهم: روایاتی که در تشویق به حسن ظن به خدا رسیده است.[]
قسم دوازدهم: احادیثى وارد شده است که در روز قیامت، کفار و دشمنان اهل بیت رسالت، فداى مؤمنین و شیعیان خواهند شد و گناهان شیعیان را به پاى ایشان نوشته آنها را به عوض ایشان به جهنم خواهند برد. در احادیث اهل بیت وارد است که «ناصبین و دشمنان ما را به سبب ظلمى که به شیعیان ما کردهاند و بدى ایشان را گفتهاند فداى ایشان خواهند کرد».[]
آنچه گفته شد دربارۀ رجاء و امیدوارى به رحمت و مغفرت بعد از طاعت و عبادت است و بدون آن غرور و حماقت است.[]
امید یا بیم، کدام بهتر است؟!
برنامه دین مبین اسلام در مورد حالت خوف و رجا این است که باید یک نوع توازن و تعادلى در این دو صفت ایجاد شود.[]
جامى گوید:
غرّه مشو که مَرکب مردان مرد را درسنگلاخ بادیه، پىها بریدهاند
نومید هم مباش که رندان جرعه نوش ناگه به یک ترانه به منزل رسیدهاند
بلى، چون معاصى و غرور بر مردم، بخصوص بر مردم این زمان، غالب است شایستهتر است که خوف بر آنان غلبه داشته باشد؛ به شرط آنکه آنان را به ناامیدى و قطع عمل نکشاند بلکه ایشان را به عمل وادارد و شهوات را بر آنها تلخ و ناگوار سازد و آنان را به کنارهگیرى از دنیا فرا خواند. پس با وجود غلبۀ معاصى بر طاعات شکّى نیست که خوف شایستهتر است. البتّه پیش از آنکه مُشرف بر مرگ شده باشند و امّا در وقت مردن مفید به حال آنها این است که رجاء و خوش گمانى غالب باشد، و انسان به اخبارى که در زمینه رجاء و امیدوارى رسیده مشغول گردد تا شوق لقاء حضرت ذو الجلال بر او فزونى گیرد و از ملاقات با پروردگار هراسان نباشد. زیرا که خوف فی نفسه از صفات نیک نیست بلکه تازیانۀ عمل است و به این خاطر بر آن سفارش شده که آدمى را از شهوات و معاصى باز دارد و چون وقت عمل بپایان رسد دیگر وجهى براى وجود آن باقى نمی ماند تا مایه کدورت لقاء محبوب و لذت انس با او گردد. بلکه در این حال ضررش بیش از نفع آن است و بخاطر همین گفته شده که عمل بخاطر رجاء، بالاتر از عمل بخاطر خوف است. زیرا رجاء، محبت انسان را به معبود زیادتر مىگرداند و لذت انس با او را بیشتر مىنماید.[]
راههای تقویت امید
1ـ توجه در آیات و روایات مرتبط: بررسى آیات[] و اخبارى که درباره فضیلت رجاء وارد شده مخصوصاً دقت در عباراتى که در ادعیه ائمه هدى علیهم السّلام آمده[] براى کسى که در جستجوى رجا است داروی نیکویی است.[]
2ـ تأمل و تفکر در نعمتهای بی پایان خداوند: یعنی در نعمتهاى شگفتآور او که در این دنیا نصیب بندگان خود کرده، تأمّل و تفکّر کند که چگونه خداوند آنچه را که براى ادامۀ زندگى آنها ضرورى است آماده ساخته است بلکه هیچ چیز جزئى را که گاه و بیگاه بدان محتاجاند و بودن آنها بهتر است رها نکرده است. بالاترین چیزى که باعث امیدوارى بندگان میشود این است که خداى تعالى خیر محض است و هیچ شرّى در او وجود ندارد و بخشایندۀ على الاطلاق است و خلق را آفریده تا بر ایشان جود و احسان کند.
از خیر محض جز نکوئى ناید خوش باش که عاقبت نکو خواهد شد[]
3ـ ایمان: حضرت یعقوب(ع) به فرزندان خود گفت: «اى فرزندان، بروید (به سرزمین مصر) و از حال یوسف و برادرش تحقیق کنید و از رحمت بىمنتهاى پروردگار ناامید نباشید که هرگز به غیر از افراد کافر هیچ کس از رحمت خداوند مأیوس و ناامید نمىشود».[]
4ـ حب الله : نزدیکترین بندگان به خدا کسى است که او را بیشتر دوست داشته باشد. زیرا دوستى امید را در دل افزون مىکند. چرا که دوستدار، مشتاق و امیدوارِ وصال به محبوب خویش است.[]
آثار امید
1ـ افزایش محبت : همانطور که قبلاً اشاره شد.]
2ـ مراقبه بر اعمال خود: در روایت آمده که هر کس امیدوار بچیزى باشد در طلب آن بکوشد و هر کس از چیزى بترسد از آن گریزان است.[
3ـ احساس لذت از مناجات با خدا: از دیگر آثار امید احساس لذت از رو به خدا کردن و بهرهمندى از مناجات او و خشوع در تملّق اوست.
سلام خیلی زیبا بود مرسی بابت دعوتت
هوس نکرده ام.
چند روزی می روم
بی انگیزه تر از همیشه.
تنها
در جستجوی شاید لحظه ای فراموشی
اندک هوایی غیر از این هوا
می روم به هر کجا که آسمانش این رنگ نباشد.
جز دلتنگی هم در چمدانم هیچ نیست...!!!...!
سلام شما هم موفق باشید
سلام مطلبت خیلی زیباست دوست عزیز واقعا یه عبرته ممنون که خبرم کردی



هر چند ما بدونیم با امیدواری به خواسته مون میرسیم و از حصول نتیجه هم صد در صد مطمئن باشیم .بازم امید لازمه.
اصن امید یعنی زندگی!
زنگی بی امید که میشه ته دنیا
سلام دوست من
این پستتون منو یاد این جمله اسـتـیـون هـاوکـیـنگـــــ انداخت که
"حتی افرادی هم که معتقدهستند سرنوشت همه ازقبل تعـیـیـن
شـده و قابل تغییر نیست؛ موقع رد شدن ازخیابان ابتدا
دوطرف آن را نگاه میکنند."
یه نیروی تو این دنیا وجود داره که در رسیدن ونرسیدن ما به
خواسته هامون بی تاثیر نیست.
matne ghashangi bood.vaghan khosham oomad
shoma hamishe vagheyato minevisi
منم دقیقا به همین امید های الکی خیلی تکیه میکنم و خیلی آرومم میکنن نمیدونم واقعا دلیل اصلیش چیه......که با اینکه شاید تاثیری هم نداشته باشه....ولی بازم بدون اون امید قو ت قلب ها خیلیامون نمیتونیم زندگی کنیم
سلام
تاحالا زیاد دقت نکرده بودم بهش!مثلامن میدونستم اوضاع سلامتی پدر دوستم اصلا رو به راه نیست خودشم میدونست که نیست ولی وقتی جلوی من گریه افتاد،نمیتونستم که سکوت کنم یا باهاش همراه بشم که آره دیگه امیدی نیس...من مجبور بودم دروغکی بهش امید بدم...بگم نگران نباش این مدلشو تو فامیلمون داشتیم الان طرف حالش خوبه...وهزار تا امید واهیه دیگه که البته باعث آروم شدنش شد...به قول خودتون همون حالت مسکن رو داره که از سرمحبت به طرفمون تزریقش میکنیم با اینکه هر دوتامون میدونیم هیچ تاثیری در نتیجه نداره...گاهی واقعیت اونقدر تلخه که کنار اومدن باهاش برامون خیلی سنگینه برای همین خواهی نخواهی ازش فرار میکنیم....
سلام.
اول تشکر از بابت توضیحاتتون.
و دوم از امید تا واقعیت!
انسان موجودی پیچیده و غیر قابل پیش بینی با توانایی های فوق العادست.
چرا برای تغییر یک چیز به واسطه ی یک موجود توانا که هرچند به نتیجه اش مطمئن هستیم از امید دادن امتناع کنیم؟
در باره ی نتیجه ی هیچ چیز نباید کاملا مطمئن بود و قدرت طبیعت و قانون جاذبه رو دست کم گرفت.
سلام خیلی ممنون که سرزدی گلم
به نظر من امید یعنی خدا وهر کسی که به کسی امید میده درواقع باعث میشه که خدارو به یاد بیاره اگه یه خورده دقت داشته باشید هر کسی که توی گرفتاری میفته آخرش ته دلش به خودش می گه امیدم به تو خدا وفکر می کنم هر امیدی آدم رو به یاد خدا میندازه
اگر درست باشد این که گفته اند سخن کز دل برآید لاجرم بر دل نشیند.امیدوارکردنی اثرگذار خواهد بودوبر دل طرف خواهد نشست که از دل برآمده وامید دهنده خود به آن ایمان داشته باشدیعنی از سر صدق وبا سلاح آگاهی واشراف به موضوع وارد شدن است که اثر وضعی خواهد گذاشت.درغیر این صورت امید واهی دادن است وبردن به سمت سراب .
به نظر من امید موجب ایجاد تلقین میشه و به وفور دیده شده که با تلقین افراد زیادی تونستن به نتیجه مورد نظر برسن برای مثال فردی که پاشو قطع کرده بود و هیچ امیدی حتی به راه رفتنش نبود با امید وپشتکار تونس در مسابقه دو میدانی شرکت کنه و جالب تر اینکه مقام اورد.
سلام به داداش گلم
به نظر من تنها دلیلِ امید خواستن و امید دادن عشق به فرداست و فقط عشق
این چیزیکه نامش امید است حتی به دروغ هم باید باشد ....امید کاذب نیز انرژی میدهد ...پس باید امید داشت ...کاملا ...بی امید جهان از پویایی می ماند ...بی امید ...خون در رگ میخشکد و ............
سپاس از ینکه مرا قابل دانستی
شرمسار از دیر پاسخ دادنم
از این جور اتفاق ها برای من بارهاپیش اومده تو چندتاشون آخر ماجرا طوری باید تموم می شد که به ظاهر یا باطن هیچ فایده ای برای من نداشت .اوایل من کاملا نسبت به اون اتفاق ها ناامید بودم اما چند بار یه ماجراهایی یا بهتره بگم معجزه هایی رخ داد که ته قضیه عوض شد و تبدیل به یه پایان خوب شد به خاطرهمین ازاین به بعد حتی به قضیه هایی هم که به نظر خودم یا دیگران تهش بد یا نامفید تموم میشه ،بازم امید دارم که شاید تبدیل به یه پایان خوب بشه
امید یه باورِ....یه باوری قلبی
که اگه اونو نداشته باشی میشی یه ادمی که مدام به بقیه موج منفی القا میکنه
امید توو کارها با عث میشه که انرژی مثبت و اتفاقات مثبت رو به طرف خودت جذب کنی....یه جور تلقین و باور مثبت..
و مطمئنا این جذبِ مثبت نتیجه مثبت هم در پی خواهد داشت
نمیدونم شاید آدم دوس داره که خودشو گول بزنه و از واقعیت فرار کنه
سلام
امید بی کلک و دورغ خیلی قشنگه امید با کلک و دورغ خیلی زشته کسی که از امید دادن بخواد ادمو گول بزنه بنظرم بدترین امید به انسانه
واسه اینه که آرامش پذیرش نتیجه ای که واست مطلوب نیست رو با امید دادن اطرافیان بدست بیاری(نظر منه البته)
سلام
پستای اخیرت بسیرا زیبا بودن ببخشید کم بهتون سر میزنم بسیار سرم شلوغه
میدونید ما چون همنوع خودمون رو دوست داریم دلمون نمیاد ناراحتی اونو ببینیم شاید واسه اینه که امید میدیم و امیدوار میکنیم هر چند که بعدا هم اون شخص ناراحت میشه اما خب دوست داریم مدتی اونو شاد ببینیم تا غمگین.
منتظر حضورتون هستم
سلام
امید دادن روحیه دادن است اگر چه طرف خودش می دونه بی مورد است اما همین که احساس میکنه یه نفر هست که همدردشه همزبونشه این خود یه آرامشی برای طرف است و غم ها و ناملایمات تا حدودی براش کمرنگ میشه
سلام
این قسمتو خوندم و کلی هم نوشتم ولی در آخر خوشم نیومد پاکش کردم بعد میام نظراتتون رو میخونم
نگین نیومدما
ایام ب کام
vaghan hamintore
سلام دوست خوبم ممنون که همیشه یادی از ما میکنین ...
اگه این امید های موقت یا مسکنا نباشه ...که نمیشه تو این روزگار دوام اورد...
من که خودمم همیشه امید دارم که روزنه ایی شاید باشه نه تنها ب خودم بلکه ب دوستانمم پیشنهاد میکنم...فقط باید باور داشت
امید ....چه کلمه قشنگیی واقعا انسان به امید زندس اگه امید نباشه که انگیزه ای وجود نداره حالا برای کار هایی هم که اخرش معلومه امید یه جور تسلی همون جمله ای که گفته ای قرص ارام بخش کارا میدونیم تهش چیه میریم ولی با امید، کلا امید لازمه زندگی کردنه تو همه چیز ،عزیز تشکر از مطلبت
سلام
ظاهرا من فراموش کرده بودم اسممو بنویسم
تاحالا زیاد دقت نکرده بودم بهش....
این منم
انسان برای زندگی کردن به انگیزه احتیاج داره که این انگیزه با امید دادن و امید وار شدن مضاعف میشه.
موفق باشی
منم معتقدم نباید بیخودی بقیه رو امیدوار کرد وقتی نتیجه ای نداره امید وقتی کارسازه که بدونی حداقل یک درصد احتمال داره به هدفت برسی وگرنه امید بیجا فایده ای نداره ببخش دیر اومدم به نت دسترسی نداشتم